تو آدمی
ولی چقدر مثل بادبادکی
نخ تو ،توی دست های من
ولی همیشه بی اجازه میروی
سراغ ابرهای پشمکی....سراغ آفتاب تازه میروی

تو هم کلاسی پرنده ای
تو هم اتاقی ستاره ای
ورق ورق،سبک،جدا
شبیه یک کتاب پاره پاره ای
تو شکل قاصدک
تو شکل باد
تو شکل رفتنی
و راستش کمی شبیه من....شبیه این دل منی
تو با پرنده ها
تو با تمام بال های در به در
چه زود جفت و جور میشوی
تو بی هوا
تو بی خبر
تو دورِ دورِ دور میشوی
آهای زیباعزیز!
بیا چقدر دیر کرده ای
بیا،بیا فقط بگو
کجای آسمان
دوباره گیر کرده ای!
نظرات شما عزیزان:
:: موضوعات مرتبط:
دلتنگیهای من،
عاشقانه،
حرفهای نا گفته من،
،
|